X
تبلیغات
رایتل

خاطرات یک مسافر عاشق
هر آنچه که در این وبلاگ میخوانید صرفا" یک قصه هست و اسامی افراد فرضی میباشد

دوستان این لطیفه رو سارا خوشگل برادر زادم گذاشته منم به نام خودش اینجا شیر میکنم  

 

لطفا سیر تکاملی اقایون رو ملاحظه فرمایید!!
تا دیروز می گفتن دوست دختر امروز می گن داف (هر چند نمی دونن داف با چه الفیه)
تا دیروز موهاشنو با ژل سیخ می کردن امروز با اندوگراف (هر چند پسرا عقلشون به اندوگراف نمی رسه)
تا دیروز ابروهاشونو بر می داشتن امروز تاتو می کنن (الگوشونم حامد هاکانه)
تا دیروز رو کاغذ کاهی شماره مینوشتن امروز بیزینس کارت میدن(هیچ جا هم اعتبار نداره)
تا دیروز تو کوچه بنبست قرار می ذاشتن امروز تو کافه تریا (زودم قهر می کنن پولشونو دختره حساب کنه)
تا دیروز سقز می ترکوندن امروز اکس می ترکونن (سقزم بهشون توهم می داده)
تا دیروز آشغال دم در می ذاشتن امروز خودشونم با اشغالا وا می سن دم در(اونم با عینک دودی)
تا دیروز ساعت 9 می خوابیدن امروز اصلا شبا خونه نمی یان که بخوابن(کارتون خواب می شن)
تا دیروز مرطوب کننده ی گل پسند می زدن امروز کرم پودر ساویز (خارجی شو می خوای چکار)
تا دیروز عطر کبرا می زدن امروز noxa می زنن (ولی بازم بو گند می دن)
تا دیروز دخترا رو سوار می کردن امروز به دخترا سواری می دن (خر سواری دلا دلا نمی شه)
تا دیروز واسه سگشون قلاده می خریدن امروز واسه خودشون می خرن(واق واقم می کنن)
تا دیروز کارت تلفنشونو پرس می کردن امروز سیم کارتشونو پرس می کنن(ولی بازم همراهشون به علت بدهی قطع می شه)
تا دیروز ریش آیت اللهی می ذاشتن امروز ریش بزی بزی (گرگم می خورتشون)
تا دیروز آتاری بازی می کردن امروز دختر بازی می کنن (همیشه هم گیم اوور می شن )
تا دیروز با درو دیوار عکس می نداختن امروز با درو داف

دور از جون شما عموی گلم محض خنده گذاشتم

[ چهارشنبه 10 اسفند 1390 ] [ 13:47 ] [ Alireza ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 141587