سلام خسته ام و کمی بد حال و احوال و شاید به قولی افسرده حال
در مورد انچه نوشتی علی تو کمی خسته و افسرده ای لطفا به چیزهای خوب زندگیت توجه کن به فرزند دلبندت به او چشم بدوز نه سقف داشته هایت را بشمار اگر از انگشتانت بیشتر شد پس لطفا قوی بمان
چندتایی را خودم برایت می شمارم فرزندت سقف بالای سرت شغل ابرومندت تحصیلاتت مدیر خوش اخلاق که حواسش به تو هست من _ خنده _ استعداد قلم زنی ات 4 تا رو هم خودت بگو دیگه
علی مهربانم اجازه می دهی یک فضولی یا جسارت کنم ها ؟ دادی ؟ مرسی خانم ها روی شوهرشان حساسند عکست را ببیند بد بین می شود کاش یک فکری کنی من زنم می فهمم _ در فهمم شک دارم کلا _ خنده کاش برش داری مخصوصا زیر نویسش را تو برای دل خودت می نویسی عزیز دل خواهری پس تحریکش نکن تا این جا همیشه مال تو باشد مرا ببخش اگر دخالت کردم
اشکالی نداره عزیز اون هیچ وقت اینجا سر نمیزنه وگرنه باید از دل خونم میفهمید که چقدر دوستش دارم
آدم هـا که عوض می شونـد از "سلام" و "شب بخیـر" گفتن شـان می شـود فهمیـد ! از بـوسه هـا و نـگاه هـا ! از گودال هـای عمیقـی که بیـن تـو و خودشـان می کـَنند ! و تویش را پـُر از دلیـل می کُـنند ! و بعضـی هـا را بی خیـالَش می شونـد ! یک گودال هم ، تـوی دل تـو می کـَنند ! که این یکـی را ، خـودت بایـد پـُر کُـنی ...
اگر عشق نبود به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟ کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟ و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟ آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم…
اگر عشق نبود اگر کینه نبود قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
اگر خداوند یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد من بی گمان دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز هرگز ندیدن مرا آن گاه نمی دانم به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت
دکتر علی شریعتی
این رو پیشنهاد می دم برای گذاشتن در قسمت درباره ی وبلاگ اگه دوست داشتی تو رو خدا علی من قصدی ندارم فقط می خوام کمک کنم غلط کنم اگه قصدم فضولی باشه اگه دیدی دارم اشتباه می کنم اصلا اینا رو نادیده بگیر
تو گلی این حرف رو نزن ولی همیشه مگه اشک از روی غمه؟ اشک شادی پس چیه؟
سلام
خسته ام و کمی بد حال و احوال
و شاید به قولی افسرده حال
در مورد انچه نوشتی
علی تو کمی خسته و افسرده ای
لطفا به چیزهای خوب زندگیت توجه کن
به فرزند دلبندت
به او چشم بدوز نه سقف
داشته هایت را بشمار
اگر از انگشتانت بیشتر شد پس لطفا قوی بمان
چندتایی را خودم برایت می شمارم
فرزندت
سقف بالای سرت
شغل ابرومندت
تحصیلاتت
مدیر خوش اخلاق که حواسش به تو هست
من _ خنده _
استعداد قلم زنی ات
4 تا رو هم خودت بگو دیگه
چشم
دوستای گلی مثل شما
علی مهربانم
اجازه می دهی یک فضولی یا جسارت کنم
ها ؟
دادی ؟
مرسی
خانم ها روی شوهرشان حساسند
عکست را ببیند بد بین می شود
کاش یک فکری کنی
من زنم می فهمم
_ در فهمم شک دارم کلا _ خنده
کاش برش داری
مخصوصا زیر نویسش را
تو برای دل خودت می نویسی عزیز دل خواهری
پس تحریکش نکن
تا این جا همیشه مال تو باشد
مرا ببخش اگر دخالت کردم
اشکالی نداره عزیز
اون هیچ وقت اینجا سر نمیزنه وگرنه باید از دل خونم میفهمید که چقدر دوستش دارم
شاید فاصله ها بتوانند
نگاه ها را
از هم دور کنند
ولی قدرت این را ندارند که
یادها را از هم دور کنند
آدم هـا که عوض می شونـد
از "سلام" و "شب بخیـر" گفتن شـان می شـود فهمیـد !
از بـوسه هـا و نـگاه هـا !
از گودال هـای عمیقـی که بیـن تـو و خودشـان می کـَنند !
و تویش را پـُر از دلیـل می کُـنند !
و بعضـی هـا را بی خیـالَش می شونـد !
یک گودال هم ، تـوی دل تـو می کـَنند !
که این یکـی را ، خـودت بایـد پـُر کُـنی ...
بله
حالا این مردن خوبه یا بد؟
عکس جدیدتون مبارک باشه
دوباره تصمیم گرفتم که تلاش کنم تا نیرو بگیرم.
مقاوم باشم
امیدوارم این بار مثل سری قبل نشه
وسطش جا بزنم
شا باشید
مقاوم باش وگرنه له میشی
چه ماندنی است

تلخ تر از رفتن!!!!!!!!!!!!
خیلی تلخه
خسته ام
اگرچه از پای نیافتاده ام.
دیگر نای رفتن ندارم
نفسم در سربالائی ها بالا نمی آید
نای ام را بریده این بوی نای ماندن
ازین رو
می روم.
(کوروش)
اگر نا نداشته باشی ولی دلت پر از امید باشه مثل موشک میری
ولی امان از نا امیدی
درود
شنگین کلک هم از این گله ها بسیار دارد
نمی دانم باید شکایت کرد یا بعنوان رسم زندگی
پذیرفتش . با سپاس از حضورتان در شنگ
هر چه راحت تر قبولش کنی راحت تر زندگی میکنی
به قول همشهری ها
بودور که وار
یعنی همینه که هست
اگر عشق نبود
به کدامین بهانه می گریستیم و می خندیدیم؟
کدام لحظه ی نایاب را اندیشه می کردیم؟
و چگونه عبور روزهای تلخ را تاب می آوردیم؟
آری بی گمان پیش از اینها مرده بودیم…
اگر عشق نبود
اگر کینه نبود
قلبها تمامی حجم خود را در اختیار عشق می گذاشتند
اگر خداوند
یک روز آرزوی انسان را برآورده می کرد
من بی گمان
دوباره دیدن تو را آرزو می کردم و تو نیز
هرگز ندیدن مرا
آن گاه نمی دانم
به راستی خداوند کدام یک را می پذیرفت
دکتر علی شریعتی
این رو پیشنهاد می دم برای گذاشتن در قسمت درباره ی وبلاگ
اگه دوست داشتی
تو رو خدا علی من قصدی ندارم فقط می خوام کمک کنم
غلط کنم اگه قصدم فضولی باشه
اگه دیدی دارم اشتباه می کنم اصلا اینا رو نادیده بگیر
تو گلی
این حرف رو نزن
ولی همیشه مگه اشک از روی غمه؟
اشک شادی پس چیه؟
لحظه ای مکث نما؛
آرزویم اینست:
نرود دلخوشی از عمق وجودت هرگز..
ممنون از آرزوت
آمین
ته نشینیش سایه میشود به دنبال تمام روزگارت و خاطرات شیرین را به کامت زهر میکند .
بله همینطوره
اینو خیلی قبول دارم
بجا گفتی
مخلصه داداشه گلم